درباره ی حزب پان ایرانیست
کوششهاى پانایرنیستها را میتوان به سه دوره تقسیم نمود: نهضت، مکتب، و حزب.
نهضت
با وجود آنکه دولت ایران در جنگ جهانى دوم اعلام بی طرفى نموده بود، در روز سوم شهریورماه ١٣٢٠، نیروهاى انگلیس و روس، با همکارى همه جانبه آمریکا، به ایران یورش آوردند و این کشور را باشغال درآوردند. در شامگاه هشتم شهریور، هنگامى که نیروهاى متجاوز به تهران سرازیر شدند، گروهى نوباوهٴ ایرانى، با احساسات میهنپرستانهٴ جریحهدار شده، قلوه سنگهاى کنار خیابان را برداشته و به سوى تانکها و نفربرها ى بیگانه پرتاب کردند. تنى چند از این نوباوگان، از جمله محسن پزشکپور و محمدرضاعاملى تهرانى، بعدها با همگامى و همیارى کسانى چون علینقى عالیخانى و داریوش همایون، باشگاه ایراندوست را تشکیل دادند. در سال ١٣٢٢، باشگاه ایراندوست با همکارى محمود کشفیان، نادر نادرپور، سیاوش کسرایى و دیگران نهضت محصلین را بوجود آوردند. خواستهاى نهضت محصلین همه صنفى بود و فعالیت آن مدت زمان کوتاهى بیشتر به طول نیانجامید.
گروه باشگاه ایراندوست در سال تحصیلى ٢٣-١٣٢٢، نخست رستاخیز ملى را بوجود آوردند و به دنبال آن، در سال ١٣٢٣، “انجمن” را پیریزى کردند. انجمن در این زمان به کارهاى زیرزمینى و مبارزات عملى و انقلابى روى آورده بود.
در ظهر هشتم خرداد ١٣٢۵، علیرضا رئیس، یکى از یاران انجمن، در نتیجه انفجار یک نارنجک، جان خود را از دست داد. با شهادت علیرضا رئیس، عزم یاران انجمن براى ادامهٴ مبارزه راسختر گشت. محسن پزشکپور، که در این زمان سال پنجم دبیرستان را میگذرانید، فرمان رئیس را نوشت، و در آن براى نخستین بار، از پانایرانیسم بصورت یک بنیاد فکرى و ایدئولوژیکى، و تنها هدف و آرزوى انجمن، نام برد.
مکتب
در شامگاه ١۵ شهریور١٣٢۶، به پیشگامى محسن پزشکپور، محمدرضا عاملی تهرانى، علینقى عالیخانى، داریوش همایون، حسین طبیب، و گروهى دیگر از اندامان انجمن، مکتب پانایرانیسم تشکیل شد. به دنبال آن، کلاسهایى براى مبلغان پانایرانیسم برگذار شد و آموزشهاى لازم به منظور تبلیغ این اندیشه به آنان داده میشد.
در سال تحصیلى ٢٧-١٣٢۶، داریوش فروهر، منوچهر تیمسار، محمد مهرداد، و مهدى صدیقى به مکتب پانایرانیسم پیوستند. داریوش فروهر و چند تن دیگر در آبانماه١٣٢٧ جدا شدند و حزب نبرد ایران را تشکیل دادند. در این هنگام، مبارزات پانایرانیستها وسعت بیشترى یافت. مبارزهٴ سختى میان پانایرانیستها و ناسیونالیستها از یک سو، و برخى از افراد حزب توده از سوى دیگر، شکل گرفت. در مبارزات ملى شدن نفت، هواداران حزب توده تنها خواهان لغو قرارداد نفت جنوب بودند، ولى پانایرانیستها از ملى شدن نفت در سراسر ایران طرفدارى میکردند. کتاب “بنیاد مکتب پانایرانیسم”، که تدوین و بحث در مورد مطالب آن از هنگام تشکیل مکتب شروع شده بود، در سال ١٣٢٩ منتشر شد و کلاسهایى براى آموزش مطالب آن برگذار شد.
حزب
در آبانماه ١٣٣٠، اکثریت اندامان مکتب موافقت کردند که با حزب نبرد ایران، به دبیر مسئولى داریوش فروهر، ائتلاف کنند و “حزب ملت ایران بر بنیاد پانایرانیسم” را بوجود آورند. داریوش فروهر دبیر مسئول حزب شد و اندامان کمیته موقت عالى رهبرى عبارت بودند از: محسن پزشکپور، محمدرضاعاملى تهرانى، جواد تقیزاده، و حسنعلى صارم کلالى.
گروهى از اعضاى مکتب نیز بودند که با ورود به مرحله حزبى مخالف بودند. این گروه به پیشگامى محمد مهرداد و منوچهر تیمسار، سازمان پانایرانیست، یا پرچمداران پانایرانیسم، را بوجود آوردند.
فعالیتهاى یکپارچهٴ حزب ملت ایران بر بنیاد پانایرانیسم بیش از دو یا سه ماه به درازا نکشید. در هفدهم دیماه ١٣٣٠، گروهى از افراد مکتب پانایرانیسم از تهران و شهرستانها، که از خط مشى حزب به دبیر مسئولى داریوش فروهر خشنود نبودند، تصمیم به جدا شدن از این حزب و تشکیل حزب پانایرانیست گرفتند. محسن پزشکپور، محمدرضا عاملى تهرانى، اسماعیل فریور، و هوشنگ آقابیاتى، به عنوان کمیته موقت حزب پانایرانیست، مسئول تدارک برگذارى نخستین کنگره این حزب گردیدند. تا پیش از کودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، تلاشهایى براى بهم پیوستن دو حزب ملت ایران و پانایرانیست صورت گرفت که به نتیجه دلخواه نرسید.
حزب ملت ایران بر بنیاد پانایرانیسم، به رهبرى داریوش فروهر، به فعالیت خود ادامه داد و به جبهه ملى پیوست. این حزب، در بیستم دیماه ١٣٣٧، مرامنامهاى در چهارده بند ارائه نمود که در مجموع با اندیشههاى پانایرانیسم تضادى نداشت. این مرامنامه، در نخستین کنگره حزب در پانزدهم شهریور ١٣۴٠، مورد پذیرش قرار گرفت. افزوده بر آن، در این کنگره، پرچم پانایرانیسم، عنوان “بر بنیاد پانایرانیسم” از نام حزب، و نیز کلمه “سرور” براى خطاب به اندامان حزب، حذف گردید.
حزب پانایرانیست به جبهه ملى نپیوست، ولى در مبارزه ملى شدن نفت و دیگر سیاستهاى ملى دکتر محمد مصدق، نخست وزیر وقت، از او حمایت میکرد. در جریان دفاع دکتر مصدق از منافع ملت ایران در دادگاه لاهه، حزب پانایرانیست کاملاً از او حمایت کرد. در قیام ٣٠ تیرماه ١٣٣٠، هوشنگ رضیان، یکى از اعضاى حزب، در جریان این قیام در حمایت از دولت کشته شد. با بالا گرفتن اختلافات میان دکتر مصدق و آیتﷲ کاشانى، غالب گروههاى سیاسى از یکى علیه دیگرى جانبدارى میکردند. حزب پانایرانیست، با وجود حمایت کامل از دکتر مصدق، از حمله به جناح طرفدار آیتﷲ کاشانى خوددارى میکرد و همواره سعى در جلوگیرى از مخالفتهاى دو گروه مینمود.
کودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ با حمایت مستقیم آمریکا و انگلیس و توافق ضمنى روسها و سکوت حزب توده و عدم مقاومت گروههاى ملى و هواداران مصدق به نتیجه رسید؛ و دولت ملى دکتر مصدق ساقط شد. این کودتا سرنوشت همهٴ گروهها و احزاب سیاسى را دگرگون ساخت. پس از کودتا، فعالیتهاى حزب پانایرانیست به صورت مخفى ادامه پیدا کرد.
در اواخر دهه ١٣٣٠، اندکى از فشار سیاسى بر روى گروههاى سیاسى کاسته شد و امکان فعالیت بیشتر براى آنان پدید آمد. در تیرماه ١٣٣٩، جبهه ملى دوم تشکیل شد که حزب ملت ایران نیز جزئى از آن بود. جمعیت نهضت آزادى ایران، در اردیبهشت ١٣۴٠، توسط مهدى بازرگان و آیتﷲ سید محمود طالقانى پایهگذاری شد، و آن نیز به جبهه ملى پیوست.
از همان آغاز اختلافاتى میان رهبران نهضت آزادى و دیگر رهبران بنیاد جبهه ملى از جمله دکتر غلامحسین صدیقى، دکتر کریم سنجابى، الهیار صالح، بروز کرد. این اختلافات سرانجام به ازهمپاشى جبهه ملى دوم و تشکیل جبهه ملى سوم انجامید. با وجود آنکه در آن زمان جبهه ملى یک سازمان قوى و مورد اقبال مردم بود، در میان اندامان آن، بر سر نحوه فعالیت تشکیلاتى و سازمانى، دو طرز فکر مختلف وجود داشت. یک گروه خواستار این بود که جبهه ملى از افراد تشکیل بشود و نه از احزاب، و دیگرى خواستار حفظ شکل سنتى جبهه ملى بود. اکثر اعضاء شوراى مرکزى جبههٴ ملى طرفدار طرز فکر اول بودند.
حزب پانایرانیست نیز بر فعالیت خود افزود و در بهمنماه آن سال کنگرهٴ دوم حزب برگزار گردید. از نیمهٴ اول مهرماه ١٣۴٠، نسل جوان، ارگان سازمان دانشجویان حزب پانایرانیست، دورهٴ دوم انتشار خود را آغاز نمود. در اروپا، ناسیونالیسم، نشریه دانشجویان پانایرانیست خارج از کشور، منتشر میشد. جزوهٴ “عصر بیدارى ملتها”، نوشتهٴ دکتر محمودى بختیارى؛ “مکتبهاى مشهور سیاسى” و “دو جنبهٴ مبارزه با بلشویسم” ، نوشتهٴ دکتر عاملى تهرانى؛ و جزوهٴ “انجمنهاى ایالتى و ولایتى یا طرح تجزیه ایران” منتشر شد. در اسفندماه ١٣۴٠، نشریهٴ تعلیماتى شماره ١ حزب پانایرانیست، با بحثهایى پیرامون موقعشناسى و وظایف و اختیارات مسئولان و رابطان حزب در شهرستانها منتشر گردید. در همین هنگام، بحث و بررسى گروههاى حزبى جهت تنظیم و تدوین برنامههاى حکومتى حزب پانایرانیست آغاز گشت.
کنگره سوم حزب پانایرانیست در مهرماه ١٣۴١ برگزار شد و طى آن تصمیم برآن گرفته شد که از حداکثر امکانات قانونى براى فعالیت علنى استفاده شود. اعضاى کمیته عالى رهبرى عبارت بودند از محسن پزشکپور، دکتر محمد رضا عاملى تهرانى، دکتر فضلﷲ صدر، دکتر عباس روحبخش، حسن کامبخش، دکتر هوشنگ طالع، و دکتر عبدﷲ افسرپور. کمیته عالى رهبرى، در نشست آبان ماه ١٣۴١، دکتر عاملى تهرانى را به دبیر مسئولى حزب انتخاب نمود.
در این هنگام، آن دسته از اعضاى حزب پانایرانیست و حزب ملت ایران که از جدایى این دو حزب خشنود نبودند، براى اتحاد دوبارهٴ آنان تلاشهایى را آغاز کردند. نشستى با حضور داریوش و پروانه فروهر، که تازه پیوند زناشوئى بسته بودند، محسن پزشکپور، دکتر محمد رضا عاملى تهرانى، و گروهى از اعضاى دوحزب بر گزار شد. در این جلسه پیشنهادهاى مختلفى براى وحدت مطرح شد که هیچیک مورد قبول هر دو طرف واقع نشد. بدین ترتیب، فرصتى دیگر براى اتحاد این دو حزب از دست رفت.
لوایح ششگانه، که در سال ١٣۴١ از سوى شاه پیشنهاد شده بود، و بعدها انقلاب سفید نام گرفت، بویژه دو اصل اصلاحات ارضى و خلع ید از اربابان بزرگ، و همچنین شرکت زنان در انتخابات، از نظر حزب پانایرانیست حائز اهمیت ویژهاى بود. این حزب، اگر چه عضو جبهه ملى نبود، ولى همواره سعى داشت که دوشادوش آن فعالیت نماید. با توجه به این امر، حزب پانایرانیست با برخى سران جبهه ملى، از جمله دکتر صدیقى، دکتر سنجابى، دکتر بقایى، و داریوش فروهر، تماس گرفت و به آنان پیشنهاد کرد که دررفراندوم ششم بهمن شرکت کنند. حزب پان ایرانیست معتقد بود که کسانى که در اطراف شاه بودند از اعتقاد و توان لازم براى اجراى چنین اصول مهمى برخوردار نبودند. به این ترتیب، نیروهای ملى میتوانستند مبارزهاى همه جانبه با دست اندرکاران حکومت را آغاز کنند. این پیشنهاد مورد قبول و توجه چند تن از رهبران جبهه ملى قرار گرفت، ولى به سبب تنشهاى درون-سازمانى نتوانست مورد بررسى درخور قرار گیرد. داریوش فروهر لوایح ششگانه را عوامفریبى شاه میدانست و با راٴى مثبت دادن به آن مخالف بود.
حزب پانایرانیست، در اواخر دیماه ١٣۴١، موافقت مشروط خود را پیرامون لوایح ششگانه اعلام کرد. در اعلامیه این حزب، مورخ ٢٧/١٠/١٣۴١، آمده است: ” … گو اینکه لایحه اصلاحات ارضى و ملحقات آن داراى پارهاى نواقص است، از جمله آنکه تحولات کشاورزى را در مسیر رشد سریع اقتصادى تاٴمین نمیکند، … و گو اینکه پنج طرح دیگرى که به تصویب ملى گذاشته شده است، آن چنان توانایى ایجاد تحول و دگرگونى در زمینههاى اجتماع را ندارد، … و گو اینکه خلع ید از عوامل فاسد و منحرف و کهنهٴ هیئت حاکمهٴ ایران و استقرار یک حکومت ناسیونالیستی و وصول به نظام شایستهٴ ملت ایران ممکن نیست …، حزب پانایرانیست، بخاطر حمایت و پشتیبانى از این گامى که به جلو برداشته شده است، در امر تصویب ملى پاسخ آرى خواهد داد و موافق مشروط میباشد. ” جزوهٴ “نظرات انتقادى و تکمیلى حزب پانایرانیست در باره لوایح ششگانه” نیز که بیانگر نظرات حزب بود، در همان زمان منتشر شد .
اختلافات درونى جبهه ملى از یک سو، و مخالفت سران جبهه با بنیانگذار آن، دکتر مصدق، بر سر اساسنامه آن از سوى دیگر، منجر به توقف فعالیتهاى جبهه ملى دوم در نیمه دوم سال ١٣۴٢ گردید. پس از متوقف شدن کوششهاى جبهه ملى، گروهى از اندامان آن از دکتر مصدق خواستند که تشکیل جبهه ملى جدیدى را، به صورتى که خود او مقتضى میدانست، به باقر کاظمى ارجاع کند. دکتر مصدق به توصیه آنان عمل نمود. به این ترتیب، با نظارت باقر کاظمى و شرکت احزاب و جمعیتهاى: نهضت آزادى ایران، سازمان دانشجویان جبهه ملى، حزب ملت ایران، و جامعه سوسیالیستهاى نهضت ملى، تلاش بر این شد که جبهه ملى دیگرى به نام جبهه ملى سوم تشکیل گردد. اما در عمل، جبهه ملى سوم هیچگاه به صورتى که باید پا نگرفت.
به دنبال رفراندوم ششم بهمن ١٣۴١، تحولات کشور هرچه بیشتر بر قدرت شاه میافزود. تیمور بختیار، رئیس پر قدرت سازمان امنیت، برکنار و تیمسار پاکروان به جاى او نشست. انتخابات مجلس ٢١ در شهریور ماه ١٣۴٢ زیر نظر اسدﷲ علم برگزار شد. از نمایندگان دورههاى گذشته تنها ١٨ تن در این مجلس حضور داشتند، و کارآیى این مجلس عملاً سلب شده بود. حزب پانایرانیست در انتخابات شرکت نکرد. جبهه ملی نیز این انتخابات را تحریم کرد.
حزب پانایرانیست که تدوین برنامه حکومتى خود را قبل از کنگره سوم، یعنى از سال ١٣۴٠ آغاز و اکنون به پایان رسانده بود، خود را آماده حضور در صحنه سیاسى کشور میدید. کنگره چهارم حزب در تیرماه ١٣۴٣ تشکیل گردید. در این کنگره، پیشنهاد غیر منتظرهاى از سوى دکتر عاملى تهرانی، دکتر صدر، دکتر طالع، دکتر روحبخش، و محمد على زرشکى مطرح گردید. بموجب این پیشنهاد، که با اکثریت نیز مورد تصویب قرار گرفت، کمیته عالى رهبرى منحل شد. همهٴ اختیارات این کمیته و همچنین اختیارات دبیر مسئول به محسن پزشکپور، رهبر حزب، واگذار گردید. به این ترتیب، از آن زمان تا کنگره هفتم که در بهمن ١٣٧۶ تشکیل شد، سیستم رهبرى فردى بر حزب پانایرانیست حاکم گردید.
برخى از اندامان حزب از این تصمیم ناخشنود بودند و تنى چند نیز از حزب کنارهگیرى کردند. اما حزب پانایرانیست همچنان فعالیت علنى خود را در درون و برون از کشور دنبال مىکرد. در آذرماه ١٣۴٣، شعارهاى ٣٩ گانهاى، به نام منشور سربلندى ایران، منتشر گردید. این منشور راهنماى مبارزات حزب پانایرانیست در آن برهه از زمان بود.
بندهایى از منشور سربلندى ایران: “بحرین، استان چهاردهم میهن ما، بى ارزشتر از کشمیر و قبرس نیست؛ آن را به مام میهن بازگردانید”. “در برابر دشمن مسلح، باید تا دندان مسلح بود”. “درهاى دانشگاهها و مدارس ایران را بر روى هممیهنان ساکن خلیج فارس و ایرانیان خارج از مرز باز کنید”. “زمان، زمان وحدت است. ایرانیان، بر ضد تجاوز و نفوذ بیگانگان متحد شوید”. “به فرزندان این سرزمین نقطه حرکت واحد و امکان و فرصت مساوى بدهید”. “این سرزمین، ایرانزمین است. در ایرانزمین، براى هیچ اندیشه ضد ایرانى جایی نیست”. “هر سازمان ادارى باید خشتى از بناى عظیم نظم ملى باشد”. “سکوت دشتها و کوهستانهاى ایرانزمین را با فریاد پر خروش گردش چرخ کارخانهها در هم شکنید”.
داریوش فروهر پس از انقلاب ١٣۵٧ وزیر کار در دولت موقت مهدى بازرگان گردید. او و همسرش، پروانه فروهر، در آذرماه ١٣٧٧ در خانهٴ خود به دست عوامل وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى کشته شدند.
****************
ماٴخذ: عمدتاً “نگاهى گذرا بر تاریخ پانایرانیسم” که توسط مهندس رضا کرمانى به صورت پاورقى در “ضداستعمار”، نشریه داخلى حزب پانایرانیست، نوشته میشود. نشریه “ضداستعمار” اکنون “حاکمیت ملت” نامیده میشود.
